تبليغاتX


Lovers Way

Lovers Way


مرجع نیازمندیهای خراسان
 
 
بزرگترین فروشگاه موسیقی در ایران
 
 **** تاپ فیلـــم ****

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 23:58 توسط Persian Way


سلام به تمامی دوستان عزیزم
بله چه زود گذشت فکر نمی کردم که یک روز برسه که اولین سالگرد وبلاگم بگیرم البته از تمامی دوستانم که در این یک سال منو تشویق کردن و باعث شدن که امیدوار بشم و ادامه بدم ممنونم البته بدونید همگی دوستانم برای من عزیز هستند چون بقولی یکی از عزیزترین دوستانم فضای مجازی وب به آدمی این اجازه رو میده که خیلی راحتتر از واقعیت دوست پیدا کنه و احساس بهتری از این دوستی بکنه
اینجا لازمه که از بعضی از همراهترین دوستانم تشکر کنم از دو تا آبجی نازنینم فاشیست و مولود عزیز از دوست گرامی و مهربونم نفیسه خانم ، از دوست آسمانی و با وفایم عروسک خدا و از خاله بی وفایم هاله و نسیبه و دیگر دوستانم که جدیدا آشنا شدم آزی ، نگین ، ونوس ، طوبی ، یاسر، اشک یخی ، ستاره ، باران ، منصوره ، مهسا ، نسیمه ، حسین ، یاس ، سهیلا ، مربا ، مهسا ، باران و همه دوستان عزیز دیگرم
 
Image and video hosting by TinyPic
 

زیر بارون توی سرما
مثل اون پری رویا
توی دریای خیالش
غرق خاطرات یارش
دلش انگار که خزون بود
اون چشاش کاسه خون بود
روی تیکه های قلبش
لحظه هاش بی حس و جون بود
چه پریشون تو خیابون
راه میرفت به زیر بارون
خسته از یه حس کهنه
تو سکوت هرچی غصه
مث دیروز و پریروز
گم می شد تو باغ قصه
مونده بین یه دوراهی
تو سراب چشم براهی
مونده با پاهای خسته
منتظر برات نشسته

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 23:3 توسط Persian Way |


نيمکت عاشقي يادت هست. کنارهم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود. بيد مجنون زير سايه اش امانمان داده بود، برگهاي رنگينش را به نشانه عشقمان بر سرمان مي ريخت او نيز عاشق بودنمان را به رخ پاييز مي کشيد، اما اکنون پاييز نبودنت را، جداييمان را، به رخ مي کشد. بگو،
 
 
صدايم کن، بيا تا دوباره ما شويم، مرحمي بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاييز به من مي خندد، بيا داغ جداييمان را به دلش بگذاريم. بيا کلاغ ها را پر دهيم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند. دوباره صدايم کن

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 23:47 توسط Persian Way |


 پرشین وی
 

مهتابترین ستاره تقدیم تو باد
شوق غزلی دوباره تقدیم تو باد
چیزی که به غیر دل ندارم باشد
این زخم هزارپاره تقدیم تو باد

 

 پرشین وی
 

قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني بي رياترينم
اشکي براي اندوهت ميريزم تا بداني پر احساس ترينم
شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم ميکنم
حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم
موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم
تا بداني عاشق ترينم و شعرم را تقديمت ميکنم
تا بداني که من ساده ترينم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 13:15 توسط Persian Way |


ای کاش

ای کاش...

کاش راه زندگی، در پای دل خاری نداشت
یا که چون دارد، فراز و شیبِ دشواری نداشت
کاش از پا در نمی افتاد، هر سو رهروی ست
یا که تا سر منزلِ خود، راه بسیاری نداشت
کاش خیل دلبران، پنهان نمی کردند روی
یا که چشم بیدلان، حاجت به دیداری نداشت
کاش از روز نخستین خارزارِ ِ این وجود
روزنی از دیده ی حسرت، به گلزاری نداشت
کاش جانِ پاک، با این خاکدان خو می گرفت
یا که اصلاً شهر ما، دکان خمّاری نداشت
کاش هر باطل نمی شد عرضه بر اَفهام خلق
یا متاع کفر و دین، هریک خریداری نداشت
کاش واعظ لب فرو می بست از گفتار نیک
یا خلاف آنچه گوید، زشت کرداری نداشت
کاش از خوی پزشکان بود کمتر جلبِ مال
یا که جمع بینوایان، هیچ بیماری نداشت
کاش فکر بیش و کم در مغز انسانی نبود
تا که بارِ زندگانی، هیچ سرباری نداشت
کاش چشم و گوش هر کس بر حقایق باز بود
تا که دیگر عِلم و دین پوشیده اسراری نداشت
کاش هر کس دعویِ اسلام و ایمان می نمود
از نفاق و کفر پنهان، بسته زُنّاری نداشت
کاش هر گندم نمای جو فروش از هر کنار
در میان شهر کوران، گرم بازاری نداشت
کاش چشم نیم مستی هوش از «الفت» می ربود
تا که با سود و زیانِ دیگران کاری نداشت

 

ای کاش

 

آرزو

كاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گياهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
بسراپای تو لب می سودم
كاش چون نای شبان می خواندم
بنوای دل ديوانه تو
خفته بر هودج مواج نسيم
می گذشتم ز در خانه تو
...
كاش چون ياد دل انگيز زنی
می خزيدم به دلت پر تشويش
ناگهان چشم ترا می ديدم
خيره بر جلوه زيبائی خويش
كاش در بستر تنهائی تو
پيكرم شمع گنه می افروخت
ريشه زهد تو و حسرت من
زين گنه كاری شيرين می سوخت
كاش از شاخه سرسبز حيات
گل اندوه مرا می چيدی
كاش در شعر من ای مايه عمر
شعله راز مرا می ديدی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 10:40 توسط Persian Way |


دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی
چشمانم برای تو بارید و تو نبودی
ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ
تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی
چشمانم تمنای نگاه تو میکرد
در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی
ان قامت رعنا که سفر کرد
دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی

 

درد عشق

 

نوشته اند که میخروشد عشق
و دیوانه وار میزند به عالم دل
سیاه ها سپید میشود آری
در انتظار تو
جوانه می زنند گلهای مریم خانه
شروع شور عشق است و عاشقانه های ناب
بگیر لحظه ها را که میروند به خواب
طلوع کن برای لحظه ای و ببین
که هر چه هست و نیست از نگاه شماست
دوباره در سکوت مبهم یک نگاه بی پروا
شروع شده دلواپسی های عاشقی تنها

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 9:19 توسط Persian Way |


گروه پرشین وی
 

ميديد ميسوزم ولي باور نميكرد

باگوشه چشمي آتشم را ترنميكرد

توي نگاهش بي وفايي موج ميزد

بيچاره دل اين صحنه را باور نميكرد

ميديد توي چشمهايم حرفها بود

حتي دمي پيش نگاهم سر نميكرد

ويرانگري عشق به من آباد است

بي آه من آشيان غم برباد است

من بي تو سكوت ميكنم حرفي نيست

اما چه كنم سكوت من فرياد است

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 10:33 توسط Persian Way |