تبليغاتX


Lovers Way

  
بزرگترین فروشگاه موسیقی در ایران
 
 **** تاپ فیلـــم ****
 
 

+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 23:58 توسط Persian Way

 

منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم و در چشمانت خيره شوم
دوستت دارم را بر زبانم جاري کنم
منتظر لحظه اي هستم که در کنارت
بنشينم سر رو شانه هايت بگذارم...

از عشق تو...

از داشتن تو...

 

 

اشک شوق ريزم منتظر لحظهء مقدس که تو را در آغوش
بگيرم بوسهاي از سر عشق به تو تقديم کنم و با تمام
وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم اري من تو را دوست دارم
و عاشقانه تو را مي پرستم

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:48 توسط Persian Way |

نوروز بر همگی دوستانم مبارک
 
هرچند که من فاشیست بودم و بی وفا
 
با بزرگواری خودتون ببخشیدم
 

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 13:1 توسط Persian Way |

 

قاصدك هان ، چه  خبر آوردي؟

 

از كجا ، وز كه خبر آوردي؟

 

خوش خبر باشي ، اما

 

گرد و بام و در من

 

بي  ثمر مي گردي

 

انتظار خبري نيست مرا

 

نه ز ياري نه ز  ديار و دياري - باري

 

برو آنجا كه بود چشمي و  گوشي با كس

 

برو آنجا كه تو را منتظرند

 

 

قاصدك

 

در  دل من

 

همه كورند و كرند

 

 

چقدر فاصله اینجاست ، بین ادم ها
چقدر عاطفه تنهاست، بین ادم ها
کسی به خاطر پروانه ها نمی میرد
تب غرور چه بالاست، بین ادم ها
واز صدای شکستن کسی نمی شکند
چقدر سردی و غوغاست، بین ادم ها
ز مهربانی دلها دگر سراغی نیست
چقدر قحطی رویاست، بین ادم ها
غریب گشتن احساس درد سنگینی است
و زندگی چه غم افزاست، بین ادم ها
میان تک تک لبخند ها غمی سرخ است
و غم به وسعت یلداست، بین ادم ها
به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو
دلت به وسعت دریاست، بین ادم ها

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 10:20 توسط Persian Way |

آن همه گفتم كه ميخواهمت ، اما

چه شنيدم جز آواز جدايی.

 

با سنگ برآن شيشه‌ی ديوار زدم ،

دار زدم ديده به در تا بگشايی.

 

پرواز خيالات شدم ، آب شدم ، ماه شدم ، سايه شدم تا تو بمانی.

و تودرسادگی‌ام سبز شدی ، ابر شدی ، نور شدی تا كه نمانی.

 

تصوير شدم در دل ديوار ولی تو ، چون باد گذشتی.

ديوار شدم ، راه شدم ، باز گذشتی.

 

من پنجره بودم و تو خورشيد نگاهم

آغوش گشودم ، شب تاريك شدی ؛ زرد شدی ؛ شاخه‌ی خشكيده شدی .

 

من قصه‌ی فرهاد نبودم كه تو در قصر نگاهش،

تا صبح خطوطم به دل كوه ، بخوابی.

 

من شاعر مهتاب نبودم كه تو در شعر صدايم ،

چون ابر بباری ؛

 

سهراب نبودم كه تو با خنجر كينت ،

تصوير عبوری شوی از صبح بهاری.

 

يك سينه صفا بودم و يك دوست كه از تو

ميخواست بمانی و بمانی و بمانی.

 

تابوت صداقت شده اين لايق نفرين ؛

يك قصه از آن دوست ، كه يك روز بخوانی.

 

باورم اين بود با هم سبز را معنا كنيم

يك حرف را بشكنيم و عشق را پيدا كنيم

سوگند

به حرفی که در گلو شکست
به بغضی که خورده شد
به اشکی که حلقه شد

سوگند
به قلب بی ناه خودم
به دست های ناتوان و دلم
به این روزهای خسته و دلگیر
به شعر های بی در و پیکرم

سوگند
به آسمان امید
به این خدای روزهای بی دریغ
تمام عشق های هزار و یک شب را
به پای چشم های تو خواهم ریخت

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 19:31 توسط Persian Way |

کاش راه زندگی، در پای دل خاری نداشت
یا که چون دارد، فراز و شیبِ دشواری نداشت
کاش از پا در نمی افتاد، هر سو رهروی ست
یا که تا سر منزلِ خود، راه بسیاری نداشت
کاش خیل دلبران، پنهان نمی کردند روی
یا که چشم بیدلان، حاجت به دیداری نداشت
کاش از روز نخستین خارزارِ ِ این وجود
روزنی از دیده ی حسرت، به گلزاری نداشت
کاش جانِ پاک، با این خاکدان خو می گرفت
یا که اصلاً شهر ما، دکان خمّاری نداشت
کاش هر باطل نمی شد عرضه بر اَفهام خلق
یا متاع کفر و دین، هریک خریداری نداشت
کاش واعظ لب فرو می بست از گفتار نیک
یا خلاف آنچه گوید، زشت کرداری نداشت
کاش از خوی پزشکان بود کمتر جلبِ مال
یا که جمع بینوایان، هیچ بیماری نداشت
کاش فکر بیش و کم در مغز انسانی نبود
تا که بارِ زندگانی، هیچ سرباری نداشت
کاش چشم و گوش هر کس بر حقایق باز بود
تا که دیگر عِلم و دین پوشیده اسراری نداشت
کاش هر کس دعویِ اسلام و ایمان می نمود
از نفاق و کفر پنهان، بسته زُنّاری نداشت
کاش هر گندم نمای جو فروش از هر کنار
در میان شهر کوران، گرم بازاری نداشت
کاش چشم نیم مستی هوش از «الفت» می ربود
تا که با سود و زیانِ دیگران کاری نداشت

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:43 توسط Persian Way |

  

نمی دانی که چقدر دلم برایت تنگ شده است
تک تک روزها را پشت سر می گذارم
کارهایم را به انجام می رسانم
آن گاه که باید لبخند بزنم می زنم
حتی گاه قهقهه می زنم
ولی قلبا تنهای تنها هستم
هر دقیقه یک ساعت
و هر ساعت یک روز طول می کشد
آنچه مرا در گذراندن این دوران یاری می کند
فکر به توست
و دانستن این که به زودی در کنار تو خواهم بود

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 10:46 توسط Persian Way |